عبد الجليل قزوينى رازى

102

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و بهر سى سال خطّها از علمايشان بستانند بر رجوع و انكار چنان كه أظهر من الشّمس است ، مذهب شيعه تا مصطفى صلى اللّه عليه و آله از دنيا برفت و بجوار حق تعالى شد همانست كه بود و هم بر آن نسق است كه گفتند از عدل و توحيد و نبوّت و امامت ، و اين نه بادى باشد كه بنشيند و الحمد للّه على ترادف احسانه و زوائد « 1 » امتنانه . آنگه گفته است : « فصلى ديگر : بدانكه هيچ فرقتى « 2 » از فرق اسلام ضعيف - راىتر « 3 » و عاجزتر و احمق‌تر ازين فرقت گمراه حشوى رافضى نباشد هرگز بنفس خود مستقلّ نباشند ، و تير از جعبهء خود نيندازند زيرا كه مذهبشان در اصول عقيدتشان « 4 » فراپيش كس « 5 » نشايد بردن ، و فروعى خود نباشد ايشان را كه « 6 » بر آن مناظره كنند » . امّا جواب اين كلمات « 7 » اوّلا آنست كه چون بقول خويشتن « 8 » اين مجبّر اين طايفه را از فرق اسلام مىخواند آنگه به خون و مال ايشان « 9 » در مواضع اين كتاب اشاره مىكند مخالفت قول مصطفى و شريعت باشد كه چون اسم امّتى بر ايشان افتاد « 10 » ايمن باشند ، و به خون امّت فتوى كردن و بخلاف فرمان خدا و مصطفى اشارت كردن كفر و ضلالت باشد « 11 » تا بقول خودش كفر خود اظهار و اثبات كرده باشد . و آنچه گفته است : « شيعه مستقلّ نباشند و تير از جعبهء خود نيفكنند « 12 » » . از خود حساب كرده است كه هرگز مستقلّ نبوده است آن كس كه تقيّه بكند و گويد : در اصول مذهب بلحسن اشعر دارم و در فروع مذهب امام شافعى ؛ و از عهد شافعى تا بعهد بلحسن سالها بوده است . ندانم تا اين جماعت در اصول ؛

--> ( 1 ) - ع : « زوايد » ث ب م : « زوابد » ح د : « تزايد » . ( 2 ) - ع ث ح د ب : « هيچ فرقى » م : « هيچ فرقهء » . ( 3 ) - ح د : « ضعيفتر » . ( 4 ) - ح د : « و اصول عقايدشان » . ( 5 ) - ح د : « كسى » . ( 6 ) - ع ح د : « نباشدشان » ث : « نباشد ايشان » . ( 7 ) - م ث ب باضافهء : « دغل » . ( 8 ) - ع شايد : « خويش » باشد ح د نيز « خويشتن » را ندارند . ( 9 ) - ح د : « آنگاه بجواز قتال ايشان » . ( 10 ) - ع : « امتى برافتاد » ح د : « امتى افتاد » . ( 11 ) - ب د ح : « ضلالت است » . ( 12 ) - ح د : « نيندازند » .